تاریخ : 1395/03/14 | 01:26 | نویسنده : غیاثوند

 برای این عکس متحرک واقعا هیچ توضیحی نمیشه نوشت اما ببینید این سه دختر چقدر خوش شانس هستند…

3 عکس متحرک از حوادث عجیب و باورنکردنی!

 نگاه کنید که یک گردباد چگونه باعث شکستن یک درخت می شود!!

3 عکس متحرک از حوادث عجیب و باورنکردنی!



برچسب ها: حوادث، حوادث عجیب، عجیب وباورنکردنی، حوادث متحرک، حوادث متحرک عجیب،  

تاریخ : 1395/03/9 | 05:06 | نویسنده : غیاثوند
مـهم نیست چند سال داری ...
هر بــار هنـگام "سـلام" کـردن
"مـادرت" را تنـگ در "آغــوش" بگیر ...
و او را ببـــوس .

بگـذار بـدانـد که هنـوز هم چقدر به آغوشش نیـاز داری ، 
. . . و چقـدر می پرستـی اش !


برچسب ها: مادر، مادر چشم انتظار، تنهایی مادر، بهشت زیر پای مادران،  

تاریخ : 1395/03/5 | 05:50 | نویسنده : غیاثوند
.                                              دلم میخواد بدونی تو این همه ستاره 

.                         هیچ کی اندازه ی من نگاتو دوست نداره.               

        تولدت پر از نور خوش اومدی ستاره         

              اگرچه از راه دور هیچ فایده ای نداره..... .

عزیزم تولدت مبارک 



اس تولد


تمام دارایی من قلبی است که در سینه دارم و برای تو می تپد ، آن را به تو تقدیم میکنم 


تبریک تولد به دوست


باسلام خدمت همه دوستان گلم که تشریف آوردند وتبریک تولد گفتند                                         صمیمانه تشکر میکنم 










                                           امیدوارم بتونم جبران کنم ،همه تون دوست دارم 





تاریخ : 1395/03/1 | 10:59 | نویسنده : غیاثوند
پس از درگذشت پدر، پسر مادرش را به خانه سالمندان برد و هر لحظه از او عیادت می کرد.
یکبار از خانه سالمندان تماسی دریافت کرد که مادرش درحال جان دادن است. پس باشتاب رفت تا قبل از اینکه مادرش از دنیا برود او را ببیند.
از مادرش پرسید: مادر چه میخواهی برایت انجام دهم؟
مادر گفت: از تو می خواهم که برای خانه سالمندان پنکه بگذاری چون آنها پنکه ندارند و در یخچال غذاهای خوب بگذاری، چه شبها که بدون غذا خوابیدم.
فرزند با تعجب گفت: داری جان میدهی و از من اینها را درخواست میکنی و قبلا به من گلایه نکردی؟
مادر پاسخ داد: بله فرزندم من با این گرما و گرسنگی خو گرفتم و عادت کردم. ولی می ترسم وقتی فرزندانت در پیری تو را به اینجا می آورند به گرما و گرسنگی عادت نکنی.

برچسب ها: داستان مادر، آخرین وصیت، وصیت مادر به فرزندش، مادر وآسایشگاه،  

تاریخ : 1395/02/30 | 18:25 | نویسنده : غیاثوند
آره 
اون عروسك لباس داره و تــو نــداری
آخـــه تو تــوی سینت قـ♥ـلبی داری كـــه 
تـو هـیچ لباسی جــا نمیشه 
نگــاش نكن
بیا بـــریم ...


تاریخ : 1395/02/27 | 17:51 | نویسنده : غیاثوند


کبوتر

تـــو باشـی بـهار باشــد و چـکاوک هــا

مگر مـن از خوشبختی چه می خواهم؟!




تاریخ : 1395/02/25 | 22:54 | نویسنده : غیاثوند

خجسته باد 25 اردیبهشت روز فردوسی پاکزاد

«بسی رنج بردم در این سال سی نامیرای 

عجم زنده کردم بدین پارسی»

شاهنامه ات، نامه ماندگاری ایران زمین است، نامه ماندگاری نام های اسطوره های ایران است؛ اسطوره هایی که جان های آزاده شان را میراث ایرانیان کرده اند.

آه، حکیم توس، حکیم حماسه! دنیا را فتح کرده ای؛ بی آنکه اسبی زین کنی، بی آن که شمشیری بیرون از نیامی بلغزد. دنیا ناگزیر سر فرود آوردن در برابر شکوه توست. دهان که می گشایی؛ با کلماتی بشکوه، جهانی از دل ها را فتح می کنی و با حکمت بی پایانت، دنیایی شیرین برای ما فراهم کرده ای از عشق وحماسه و حکمت.

سال هاست که رستم واسفندیار و... با تو به شب نشینی خانه های مهربان ایرانی ما می آیند و سیاوش از آتش عشق دل ها عبور می کند و سینه ها گلستان می شوند.

ایران، زنده به نام فردوسی هاست و فردوسی، زنده به ایران؛ ایرانی که مهد پاکان خردمند و خردمندان نامیرا بوده است.

تمام خویش را به پای ایران می گذاری و تنها سربلندی ایران و ایرانی را می خواهی. آن قدر به مام وطن مهربانی که حتی درخت هایی که سایه شان بر سرت نفس کشیده است، عاشقانه ترین آوازهایشان، آوازی است که تو زمزمه کرده ای؛ «چو ایران نباشد تن من مباد».

25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی توسی شاعر بزرگ پارسی زبان خجسته و شاد باد .

برچسب ها: روز بزرگداشت حکیم فردوسی، برفارسی زبانان تبریک، فردوسی حکیم ایرانی، فردوسی شاعر بزرگ،  

تعداد کل صفحات : 31 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...