تاریخ : 1394/12/21 | 23:59 | نویسنده : غیاثوند

شهر شگفت انگیز زیر دریا (ژاپن)

شهر شگفت انگیز زیر دریا

پارس ناز : شهر شگفت انگیز زیر دریا ژاپن یکی از پر جمعیت‌ترین کشورهای جهان است و در ساخت و ساز و معماری کارهایی عجیب و جالب ارائه داده است پس جای تعجب نیست اگر بگوییم پروژه‌ای که به تازگی ارائه داده است یک شهر در زیر آب است.

 

Ocean Spiral نام پروژه‌ای است که در زیر c اقیانوس ساخته خواهد شد؛ در واقع نام شهری زیست محیطی است که گنجایش 5000 نفر را داراست، این شهر نیاز برق خود را از متانی که توسط میکروارگانیسم‌های دریاییتولید شده به دست می‌آورد؛ شرکت ساخت و ساز Shimizu Corp معتقد است با بودجه 20 میلیارد دلاری در مدت 5 سال، ساخت این شهر تمام خواهد شد.

 

شهر شگفت انگیز زیر دریا

 

شهر شگفت انگیز زیر دریا

 

شهر شگفت انگیز زیر دریا

 

شهر شگفت انگیز زیر دریا

 

شهر شگفت انگیز زیر دریامنبع:پارس ناز


برچسب ها: شهری زیر دریا، شهر شگفت انگیز، شهر زیرآب، ژاپن،  
دنبالک ها: شهری زیبا شگفت انگیز، ژاپن ساخت شهری زیر آب،  

تاریخ : 1394/12/21 | 19:05 | نویسنده : غیاثوند

سالار عقیلی در رابطه با حرفهایی که مردم و رسانه ها در مورد او نوشته اند گفت:

«با خبر شدم که مصاحبه چند شب گذشته‌ام با شبکه ماهواره‌ای باعث برانگیختن احساسات وطن‌پرستانه برخی از افراد گردیده است. به اطلاع کلیه هم‌وطنان عزیز می‌رسانم که تا جان در بدن دارم، هواداریِ میهن عزیز و مردم نازنین ایران را گرامی خواهم داشت.تا آنجا که باور قلبی‌ام می‌گوید در مصاحبه‌ام به‌شدت از کشور عزیز و برگزاری کنسرت در داخل مملکت، به‌خصوص در شهرستان‌ها دفاع نموده که به جرأت می‌توانم بگویم اغراق نگفته و همه عین واقعیت بود. از آنجائیکه فرد سیاسی نیستم و با گرایش‌های سیاسی‌ شبکه‌های ماهواره‌ای اصولاً آشنایی نداشته و ندارم و هدفم صرفاً ترویج و شناساندن هنرم بوده و هرگز غیر از راه هنر و تلمذ هنر موسیقی اصیل، راه دیگری نپیموده‌ام،سعی‌ام بر این بود که همواره در کشورهای مختلف به‌عنوان سفیر فرهنگی ایران، موسیقی کشور عزیزم را ترویج داده و نیتی به غیر از این نداشتم. تصورم این است که هیچ نکته‌ای خلاف شأن ایران عزیز و ساحت هنر و هنرمند ابراز نکردم و همواره افتخارات کشورم را پاس داشته و جوانان ایران عزیز را چه در داخل و چه در خارج با موسیقی اصیل و فاخر، همراه با اشعار بزرگانی مانند مولانا، حافظ، سعدی، جامی و… بیش از پیش آشنا نمایم.با در نظر گرفتن این نکته که اکثر هم‌وطنان عزیز به این بنده حقیر لطف داشته و معمولاً انتظار دارند با گرفتن عکس، اینجانب را مورد عنایت خود قرار دهند، دور از انصاف و اخلاق هنری می‌بینم که از این کار ممانعت نمایم. از طرفی در مسافرت‌های داخل و خارج از کشور با اغلب شبکه‌های تلویزیونی در مورد فعالیت‌های هنری‌ام گفت‌وگو نموده‌ام و تاکنون مورد خلافی مشاهده نشده، این بار هم فقط و فقط در ارتباط با تور کنسرت اروپای خود به‌خصوص در لندن و منچستر، به مردم عزیز آگاهی دادم و سعی‌ام بر این بود که جوانان را بیش‌تر با موسیقی فاخر کشورمان آشنا نمایم.با توجه به توضیحات بیان‌شده، امیدوارم برای برخی از هم‌وطنان عزیز سوءتفاهم به‌وجودآمده، رفع گردد و سپاسگزار همه هم‌میهنان مهربانم می‌باشم و از آنجائیکه عاشق وطنم و مردم ایران می‌باشم و بارها و بارها گفته‌ام: «همه جان و تنم، وطنم، وطنم، وطنم» هیچ تصمیمی برای مهاجرت و ماندن در خارج از کشور را ندارم و به‌زودی به آغوش میهن عزیزم ایران بازخواهم گشت و تا جان در بدن دارم برای وطنم این «شکوه پابرجا» می‌خوانم.»



برچسب ها: سالارعقیلی، سالار، عقیلی، حکایت کانال منوتو، ادامه داستان سالار عقیلی ۲،  

تاریخ : 1394/12/21 | 05:27 | نویسنده : غیاثوند

جشن سده ، جشن نور

گرمی و عشق

بر همه ایرانیان و زرتشتیان جهان خجسته باد
 

جشن سده ، جشن نور خجسته باد

پینوشت : 

چهل‌ روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه در تقویم زرتشتی (برابر با 10 اُمِ بهمن‌ماه) و در چهله‌ی زمستان، جشن سده ، به پهلوی "سَت" یا "سده سوزی" برگزار می‌شود که جشنِ پیدایشِ آتش است.

برخی داستانِ پیدایشِ سَده را به اردشیر پاپکان، برخی به هوشنگِ پیشدادی و برخی دیگر به گیومرتَ نسبت داده اند. اما آنچه که اهمیت دارد اینست که این جشن را ما ابرانیان، سالها و سالهاست که بر می‌گزاریم.

سده جشنِ ملوکِ نامدار است ز افریدون و از جَم یادگار است
سروده آتش‌نیایش که در میانه ی این جشن از سوی مردم و موبدان خوانده میشود، واقعاً سروده ی زیبایی است و بخشی از ادبیاتِ مزدیسناست. سروده ی آتش‌نیایش به یسنای ۶۲ نیز معروف است. در ادامه، بخشی از این سرودهء زیبا را می‌آوریم:

یتا اهو وییریو ! [دوبار]

ستایش و نیایش،

و هدیهء خوب و هدیهء آرزو شده،

و هدیهء دوستانه را آرزو دارم،

برای تو ای آتش، ای پسرِ اهورا مزدا!

قابلِ ستایش و نیایش هستی،

قابلِ ستایش و نیایش باشی،

در خانهء مردمان.

خوشبخت باشد آن مرد،

که تو را بستاید، به راستی فراستاید.

هیزم در دست، برسم در دست.

شیر در دست، هاون در دست.

(۲)

هیزم [برایت] فراهم شود.

بویِ خوش فراهم شود.

خورش فراهم شود.

اندوخته فراهم شود.


برچسب ها: جشن سده، جشن نور، آتش بازی، چشن های باستانی، چهارشنبه سوری،  

تاریخ : 1394/12/19 | 03:42 | نویسنده : غیاثوند
  دوستان ما برای کمک به این خانواده این عکس را گذاشتیم          امیدواریم کمکی باشد 

برچسب ها: دختر گمشده، مادری پریشان، دزدیدن دختر بچه،  

تاریخ : 1394/12/18 | 03:02 | نویسنده : غیاثوند
آیا میدانستید که در ایران باستان و در آئین پنج هزار ساله مهر(میترائیسم) روز یکشنبه مهرشید نام داشته که منظور از مهر میترا یا مهر خدای بزرگ آئین میترائیسم و معنی شید آفتاب و روشنایی میباشد یعنی
مهرشید روز مهر و آفتاب یا روشنایی بوده و امروزه در تقویم میلادی این روز sunday نام دارد که دقیقا به معنی روز آفتاب میباشد . و اینک بقیه روزهای هفته:

کیوان شید = شنبه
مهرشید = یکشنبه
مه شید = دوشنبه
بهرام شید = سه شنبه
تیرشید = چهارشنبه
هرمزشید = پنجشنبه
ناهیدشید یا آدینه = جمعه

اینک با بررسی ریشه های این واژگان به این برآیند ساده میرسیم:

کیوان شید = شنبه
Saturday = Satur + day
Saturn = کیوان
——————————————————————
مهرشید = یکشنبه
Sunday = Sun + day
Sun = خور (خورشید) = مهر
——————————————————————
مه شید = دوشنبه
Monday = Mon + day
Moon = ماه
——————————————————————
بهرام شید = سهشنبه
Tuesday = Tues + day
Tues = god of war = Mars = بهرام
——————————————————————
تیرشید = چهارشنبه
Wednesday = Wednes + day
Wednes = day of Mercury = Mercury = تیر
——————————————————————
هرمزشید = پنجشنبه
Thursday = Thurs + day
Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = هرمز
——————————————————————
ناهیدشید یا آدینه = جمعه
Friday = Fri + day
Fri = Frig = day of Venues = Venues = ناهی

باور کنید به دور از تعصب میگویم تمامی دنیا وامدار نیاکان ما میباشد.


برچسب ها: آیا میدانستید، اسامی کهن ایرانیها، دانستنی ایران کهن،  

تاریخ : 1394/12/18 | 00:12 | نویسنده : غیاثوند

داستان کوتاه هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست

توی كشوری یه پادشاهی زندگی میكرد كه خیلی مغرور ولی عاقل بود

یه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود 
شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟
چرا چیزی روی آن نوشته نشده است ؟ 
فردی كه آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه كه میخواهید روی آن بنویسید
شاه به فكر فرو رفت كه چه چیزی بنویسد كه لایق شاه باشد و چه جمله ای به او پند میدهد؟
همه وزیران را صدا زد وگفت 
وزیران من هر جمله و هر حرف با ارزشی كه بلد هستید بگویید
وزیران هم هر آنچه بلد بودند گفتند
ولی شاه از هیچكدام خوشش نیامد 
دستور داد كه بروند عالمان و حكیمان را از كل كشور جمع كنند و بیاوند 
وزیران هم رفتند و حکیمان کل کشور را آوردند 
شاه جلسه ای گذاشت و به همه گفت كه هر كسی بتواند بهترین جمله را بگوید جایزه خوبی خواهد گرفت
هر كسی یه چیزی گفت
باز هم شاه خوشش نیامد 
تا اینكه یه پیر مردی به دربار آمد و گفت با شاه كار دارم
گفتند تو با شاه چه كاری داری؟
پیر مرد گفت برایش یه جمله ای آورده ام
همه خندیدند و گفتند تو و جمله، ای پیر مرد تو داری میمیری تو راچه به جمله
خلاصه پیر مرد با كلی التماس توانست آنها را راضی كند كه وارد دربار شود
شاه گفت تو چه جمله ای آورده ای؟
پیر مرد گفت
جمله من اینست
"هر اتفاقی كه برای ما می افتد به نفع ماست"
شاه به فكر رفت و خیلی از این جمله استقبال كردو جایزه را به پیر مرد داد پیر مرد در حال رفتن گفت
دیدی كه هر اتفاقی كه می افتد به نفع ماست
شاه خشمگین شد و گفت چه گفتی؟
تو سر من كلاه گذاشتی 
پیر مرد گفت نه پسرم
به نفع تو هم شد چون تو بهترین جمله جهان را یافتی 
پس از این حرف پیر مرد رفت
شاه خیلی خوشحال بود كه بهترین جمله جهان را دارد 
دستور داد آن را روی انگشترش حك كنند
از آن به بعد شاه هر اتفاقی كه برایش پیش میآمد میگفت:
هر اتفاقی كه برای ما میافتد به نفع ماست 
تا جائی كه همه در دربار این جمله را یاد گرفند و آن را میگفتند كه هر اتفاقی كه برای ما میافتد به نفع ماست 
یه روز پادشاه در حال پوست كندن سیبی بود 
كه ناگهان چاقو در رفت و دو تا از انگشتان شاه را برید و قطع كرد
شاه ناراحت شد و درد مند
وزیرش به او گفت
هر اتفاقی كه میافتد به نفع ماست
شاه عصبانی شد و گفت 
انگشت من قطع شده تو میگوئی كه به نفع ما شده 
به زندانبان دستور داد تا وزیر را به زندان بیندازد و تا او دستور نداده او را در نیاورند 
چند روزی گذشت 
یك روز پادشاه به شكار رفت و در جنگل گم شد
تنهای تنها بود ناگهان قبیله ای به او حمله كردند و او را گرفتند و می خواستند او را بخورند
شاه را بستند و او را لخت كردند 
این قبیله یك سنتی داشتند كه باید فردی كه خورده میشود تمام بدنش سالم باشد 
ولی پادشه دو تا انگشت نداشت 
پس او را ول كردند تا برود
شاه به دربار باز گشت و دستور داد كه وزیر را از زندان در آورند
وزیر آمد نزد شاه و گفت با من چه كار داری؟
شاه به وزیر خندید و گفت 
این جمله ای كه گفتی هر اتفاقی میافتد به نفع ماست درست بود
من نجات پیدا كردم و این به نفع من شد
ولی تو در زندان شدی این چه نفعی است 
شاه این راگفت و او را مسخره كرد 
وزیر گفت اتفاقاً به نفع من هم شد
شاه گفت چطور؟
وزیر گفت شما هر كجا كه میرفتید من را هم با خود میبردید
ولی آنجا من نبودم 
اگر می بودم آنها مرا میخوردند 
پس به نفع من هم بوده است
وزیر این را گفت و ردشد


برچسب ها: داستان، هراتفاق، اتفاق ونفع، داستان کوتاه، هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست، اتفاق،  

سالار عقیلی خواننده موسیقی سنتی بعد از حضور در شبکه ماهواره‌ای معاند در تاریخ سوم بهمن‌ماه و در پی ایجاد موجی از اعتراضات و انتقادات مردمی توضیحاتی را درباره این اتفاق ارایه نموده است. عقیلی در متنی که به صورت اختصاصی در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است، ضمن اشاره به این که نیتی بغیر از ترویج موسیقی فاخر ایرانی نداشته است، ابراز امیدواری کرده که سوتفاهمات پیش آمده هر چه زودتر مرتفع شود.

آهنگ عاشق همه سال مست و رسوا بادا، سالار عقیلی+ متن شعر

متن کامل این یادداشت بدین شرح است:

«با خبر شدم که مصاحبه چند شب گذشته‌ام با شبکه ماهواره‌ای باعث برانگیختن احساسات وطن‌پرستانه برخی از افراد گردیده است. به اطلاع کلیه هم‌وطنان عزیز می‌رسانم که تا جان در بدن دارم، هواداریِ میهن عزیز و مردم نازنین ایران را گرامی خواهم داشت.

تا آنجا که باور قلبی‌ام می‌گوید در مصاحبه‌ام به‌شدت از کشور عزیز و برگزاری کنسرت در داخل مملکت، به‌خصوص در شهرستان‌ها دفاع نموده که به جرأت می‌توانم بگویم اغراق نگفته و همه عین واقعیت بود. از آنجائیکه فرد سیاسی نیستم و با گرایش‌های سیاسی‌ شبکه‌های ماهواره‌ای اصولاً آشنایی نداشته و ندارم و هدفم صرفاً ترویج و شناساندن هنرم بوده و هرگز غیر از راه هنر و تلمذ هنر موسیقی اصیل، راه دیگری نپیموده‌ام، سعی‌ام بر این بود که همواره در کشورهای مختلف به‌عنوان سفیر فرهنگی ایران. موسیقی کشور عزیزم را ترویج داده و نیتی به غیر از این نداشتم. تصورم این است که هیچ نکته‌ای خلاف شأن ایران عزیز و ساحت هنر و هنرمند ابراز نکردم و همواره افتخارات کشورم را پاس داشته و جوانان ایران عزیز را چه در داخل و چه در خارج با موسیقی اصیل و فاخر، همراه با اشعار بزرگانی مانند مولانا، حافظ، سعدی، جامی و… بیش از پیش آشنا نمایم.

با در نظر گرفتن این نکته که اکثر هم‌وطنان عزیز به این بنده حقیر لطف داشته و معمولاً انتظار دارند با گرفتن عکس، اینجانب را مورد عنایت خود قرار دهند، دور از انصاف و اخلاق هنری می‌بینم که از این کار ممانعت نمایم. از طرفی در مسافرت‌های داخل و خارج از کشور با اغلب شبکه‌های تلویزیونی در مورد فعالیت‌های هنری‌ام گفت‌وگو نموده‌ام و تاکنون مورد خلافی مشاهده نشده، این بار هم فقط و فقط در ارتباط با تور کنسرت اروپای خود به‌خصوص در لندن و منچستر.به مردم عزیز آگاهی دادم و سعی‌ام بر این بود که جوانان را بیش‌تر با موسیقی فاخر کشورمان آشنا نمایم.

با توجه به توضیحات بیان‌شده، امیدوارم برای برخی از هم‌وطنان عزیز سوءتفاهم به‌وجودآمده، رفع گردد و سپاسگزار همه هم‌میهنان مهربانم می‌باشم و از آنجائیکه عاشق وطنم و مردم ایران می‌باشم و بارها و بارها گفته‌ام: «همه جان و تنم، وطنم، وطنم، وطنم» هیچ تصمیمی برای مهاجرت و ماندن در خارج از کشور را ندارم و به‌زودی به آغوش میهن عزیزم ایران بازخواهم گشت و تا جان در بدن دارم برای وطنم این «شکوه پابرجا» می‌خوانم.»


برچسب ها: سال عقیلی، عقیلی،  

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3